رنگ خاکستری
من از بلادغریبانم
رنگ خاکستری را دوست دارم
با دنیای کلمات آشنا هستم
واژه ها را میشناسم
حرفها را درک میکنم
عاشق معجزه کلامم
مپندار که به خود می اندیشم
به هر حالت که هستم
با توهستم
چه در شادی
چه در غم
چه در پنهان
چه در آشکار
در خلوتهایم تو را جستجو میکنم
وقتی غریبی را میبینم
به یاد خود می افتم
وقتی دلی را شکسته میابم
با خود آشناتر میگردم
گفتی که به دل شکستگان نزدیکی
پس دست رحمتت را بر سرم فرود آر
در انتظار محبتی تا صبح بیدارم
و چشم آن دارم که
یارای ذوب شدن
در عشقت را داشته باشم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 18:54  توسط پویا
|