بیا
بیا تمام وجودم چراغ روشن رویت
گذار چشم خرابم حریم شعله مویت
وجود تو زوجودم برید و مرد وجودم
بیا به سوی منی که شدم فدایی کویت
به شوق دیده مستت بریده دیده ز دستت
نگر که تیر نگاهم نشانه رفته به سویت
بزن شراره به عالم که عشق روی تو دارم
اگر دمی بنشیند دلی که رفته به سویت
ببوس خاک زمین را ترنمات غمین را
که اشک دیده عاشق فتاده از نم بویت
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 18:41  توسط پویا
|
